محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
3397
تاريخ الطبرى ( فارسي )
عبد القيس گماشت كه از ناحيهء ديگر بصره بودند احنف بن قيس را بر مردم تميم گماشت كه از ناحيهء ديگر بودند ، زياد بن عمرو ازدى را بر ازديان گماشت كه از ناحيهء ديگر بودند ، قيس بن هيثم را نيز بر مردم بيرون شهر گماشت . گويد : مختار خبر يافت و ميان ياران خويش به پا خاست و حمد خدا گفت و ثناى او كرد و گفت : « اى مردم كوفه ، اى اهل دين و ياران حق و پشتيبانان ضعيف و شيعيان پيمبر و آل پيمبر ، فراريان شما كه با شما ستم كرده بودند پيش فاسقان همانند خويش رفتهاند و آنها را بر ضد شما به گمراهى كشيدهاند تا حق محو شود و باطل جان گيرد و دوستان خدا كشته شوند . به خدا اگر شما هلاك شويد پرستش خداى با دروغ بستن به خداى و لعن خاندان پيمبر وى در آميزد ، با احمر بن شميط حركت كنيد كه اگر با آنها مقابله كنيد ان شاء الله همانند مردم عاد و ارم نابودشان مىكنيد . » گويد : احمر بن شميط بيرون شد و در حمام اعين اردو زد . مختار نيز سران چهار ناحيهء شهر را كه با ابن اشتر بوده بودند خواست و همراه ابن شميط فرستاد چنان كه با ابن اشتر مىفرستاده بود ، كه چون ديده بودند ابن اشتر در كار مختار سستى مىكند از او جدا شده بودند و كناره گرفته بودند كه مختار آنها را با ابن شميط فرستاد و سپاهى انبوه همراه وى كرد . گويد : ابن شميط برون شد و ابن كامل شاكرى را بر مقدمهء سپاه خويش گماشت . آنگاه برفت تا به مذار رسيد ، مصعب نيز بيامد و نزديك وى اردو زد آنگاه هر كدامشان سپاه خويش را بياراستند و پس از آن به مقابلهء همديگر رفتند . گويد : ابن شميط ، عبد الله بن كامل شاكرى را بر پهلوى راست سپاه خويش نهاد ، عبد الله بن وهب جشمى را بر پهلوى چپ گماشت . رزين عبد سلولى سالار سواران شد و كثير بن اسماعيل كندى كه در جنگ خازر همراه ابراهيم بن اشتر بوده بود سالار پيادگان . كيسان ، ابو عمره ، را كه وابستهء عرينه بود سالار آزادشدگان كرد .